اولین بار که دیدمت .... دومین بار که دیدمت .... سومین بار که دیدمت فهمیدم گمشده ی منی که پیدات کردم
اومدم به تو ، به گمشدم ، به عشقم بگم که چقدر دوستت دارم اما گفتی برو بعداً بیا !
روز اول که اومدم نذاشتی حرفی بزنم ... روز دوم جواب سلامم رو ندادی و روز سوم حتی منو نگاه هم نکردی
تازه فهمیدم همون روز اول منظورت از بعداً ، هیچوقت بود
من گمشده ی تو که نبودم هیچ ، مزاحمت هم بودم
امیدوارم روزی بفهمی که لیاقت تو رو هیچکس الا من نداشت و بیای بگی دوستم داری
اما فکر نمی کنم فایده ای داشته باشه. میدونی چرا ؟
چون تو اگه دوستت دارم رو هم فریاد بزنی من زیر خاک چیزی نمی شنوم
+ نوشته شده در سه شنبه 22 آذر1384ساعت 18:45  توسط tannaz
|