- به لبهایم مزن قفل خموشی
-
که در دل قصه ای ناگفته دارم
-
-
زپایم بازکن بند گران را
-
-
کزین سودا دلی آشفته دارم
-
-
بیا ای مرد ای موجود خودخواه
-
-
بیا بگشای درهای قفس را
-
-
اگر عمری به زندانم کشیدی
-
-
رها کن دیگرم این یک نفس را
آدم را آهسته در انزوامی خوردو
می تراشد
اگه روزی احساس کردی می خوای گريه کنی منو صدا کن بهت قول نمی دم که تو را بخندونم اما می تونم باهات گريه کنم
اگه روزی خستگی تو را وادار به گريز کرد نترس منو صدا کن قول نمی دم ازت بخوام که اين کارو نکنی اما می تونم با تو راهی بشم
اگه روزی حوصله گوش کردن به کسی را نداشتی منو صدا کن قول ميدم که خيلی ساکت باشم اما اگه يه روزی با من تماس گرفتی و جوابی نيومد زود بيا که منو ببينی شايد به تو احتياج داشته باشم تنها به تو
!!چنان دل کندم ازدنيا که شکلم شکل تنهاييست
ببين مرگ مرا در خويش که مرگ من تماشاييست
مرا در اوج می خواهی تماشا کن
دروغين بودم از ديروز مرا امروز تماشا کن
در اين دنيا که حتی مرگ نمی گيرد سراغ من
همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها
فقط اسمی بجا مانده از انچه بودم وهستم
دلم چون دفترم خاليست قلم خشکيده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
بجز در خود فرو رفتن چه راهی پيش رو دارم؟

نه از عشقم نه از نفرت
منم احساس بی احساس
که روزی از تو سر شارم
وفردایش تهی از تو
خسته از این همه نیرنگ وفریب
که همچون بغضی درون تنهایی ام خانه کرده
کاش می شدسکوت رادر هم شکست واز حصارتنهای گریخت .................
اولین بار که دیدمت .... دومین بار که دیدمت .... سومین بار که دیدمت فهمیدم گمشده ی منی که پیدات کردم
اومدم به تو ، به گمشدم ، به عشقم بگم که چقدر دوستت دارم اما گفتی برو بعداً بیا !
روز اول که اومدم نذاشتی حرفی بزنم ... روز دوم جواب سلامم رو ندادی و روز سوم حتی منو نگاه هم نکردی
تازه فهمیدم همون روز اول منظورت از بعداً ، هیچوقت بود
من گمشده ی تو که نبودم هیچ ، مزاحمت هم بودم
امیدوارم روزی بفهمی که لیاقت تو رو هیچکس الا من نداشت و بیای بگی دوستم داری
اما فکر نمی کنم فایده ای داشته باشه. میدونی چرا ؟
چون تو اگه دوستت دارم رو هم فریاد بزنی من زیر خاک چیزی نمی شنوم